خشكسالي از نگاه يك شاعر عاشق طامه

در اين بهار غمين سوي باغ ها نظر نكنم

به هر طرف بروم سمت باغ گذر نكنم

به زير جوب روم سمت دشت نظر نكنم

به سردشت كه رسيدم به هر طرف نظر نكنم

به كوچه كر سمت رودخانه نظر نكنم

به پل تجه سمت جوي آب نظر نكنم

به بامير كه رسيدم به كوچه اش گذر نكنم

به ميون وازرود كه روم به سرفلقون نظر نكنم

به ميون دمبلا كه رسيدم شروع به گذر نكنم

به زير باغ نروم از كوچه گتره گذر نكنم

به امام زاده فاضل و زيارت ودعا

به سمت بامرود روم از چشمه اش گذر نكنم

به مسجد بامرود و خواندن نماز از واره ارجه ها گذر نكنم

به سمت بامرود بالا و ديدن اَر مرحوم مشهدي عباس

ز ديدن ميو ه هاي لوسيده هر طر ف گذر نكنم

به كوچه وايسون وشيب سر بالا

به كوههاي خشك آن گذر نكنم

به راه دور نظر كنم به درخت اولياء

به چشمه سياه در رود بي آب گذر نكنم

به چشمه خاشت و مزرعه قاسم

به درختان نيمه جان نظر نكنم

خدايا رحم نما بر درختان بي صدا در نظرم


كه بي تاب شدم به هيچ جا گذر نكنم


چاپ  

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید