زبان حال مولا علي‌(ع) در سوگ حضرت زهرا (س)

خداوند عدو پاشيد از هم آشيانم را
غم مرگ عزيزم سوخت مغز استخوانم را
در اين تاريكي شب سوز دل را مي كنم پنهان
مبادا آنكه دشمن بشنود آه فغانم را
بدست خود گلم را مي كنم در خاك پنهانش
بخاك قبر او گويم غم و درد نهانم را
نه تنها بود همسر بلكه او بد ياور و يارم
چسان در زير گل پنهان كنم يار جوانم را

از آن سوزد دلم كه اندر ميان خانه بودم من
كه پشت در شنيدم ناله آرام جانم را
خداوندا تو ميداني كه زهراي مرا كشتند
ز دستم برد دشمن سرپرست كودكانم را
به شب در خاك بسپارم من او را تا مباد آنكه
شود آگاهي از آرامگاهش دشمنانم را
هر آنكس چون رضائي شيعه ما بود گريان شد
شود قسمت به آنان خاك بوس آستانم را

 

شعر از :حاج عباسعلی رضائی طامه


چاپ  

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید