طنز گرانی


گفت شخصی وضع من درهم شد
خانه ام چون مجلس ماتم شده
خسته گشتم دیگر از این زندگی
پشتم از بار گرانی خم شده
منزل من گشته چون بیت الحزن
مونسم غم ناله ام همدم شده
از خوراکاتم اگر پرسی بدان
گاه حرص و جوش و گاهی غم شده
جای مرغ و ماهی و گوشت و پلو
سیب زمینی پخته و شلغم شده
قیمت هر جنس روز افزون بود
وزن من هر روز قدری کم شده
گفتم از رحمت گشاید حق دری
ای دریغا قفل در محکم شده
بس که در صفها ستادم روی پا
واریس پاهام چنان دیلم شده

با تشکر از خانم موسوی نوه حاج اقا رضائی ( ارسال اشعار)


چاپ  

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید