فصل باد خزان (شعر نو)

امتیاز کاربر: / 2
بدخوب 

فصل پائیز رسید
تندی باد خزان زد به چمن
برگ سبزان درخت زرد شدند
بگرایید به زردی همه سبزی ها
سبزی و نشو و نما رفت و دگر نیست خبر
از گل و بلبل شیدا در باغ
آن گل سرخ و قشنگی که در این باغ نمایی می داشت
سردی باد خزان پرپر کرد
چه شد آن نشو و نما و چه شد آن چهره گل
آه از باد خزان،
دگر از باغ و گل وبلبل شیدا خبری نیست که نیست
از بهاران و شکوفایی گلها اثری نیست که نیست
فصل پائیز رسید،


اثر باد خزان زد به طبیعت که چنان
چهره اش گشت عوض
جامه سبز شجر ریخته شد
این نشانیست ز عمر من و تو
که با ما سخنی می گوید
هر بهاری ز پیش هست خزائی آخر
هر جوانی ز پیش پیری و افتادگی هست
شاخساران که همه جای گل و نشو نمایی بودند
جای آن بلبل شیدا که در آن شاخه گل،
نغمه ها داشت چه شد
قرقر زاغ سیه می آید
بیوفایی جهان راد یدن
این نشانیست اگر چشم بصیرت باشد
آری این عادت دیرین طبیعت باشد
فصل پائیز رسید
برگها زرد شدند
ریختند روی زمین
همگی خشک شدند زیر پای من وتو
کرکر ناله آنهاست چنین می گوید
من که امروز بزیر قدمت خاک شدم
روزگاری بسر شاخ درخت
سایه افکن بسر همچو تو انسان بودم
حالیا خاک رهم
گردش چرخ فلک خار و زمین گیرم کرد
این چنین است مرا وضع گذشت دوران
و تو ای،
اشرف مخلوق که با ناز زمن میگذری
روزی آید که تو هم خاک همین رهگذری
نیامدن باران
خداوندا چرا از آسمانت قطع باران شد
چرا قطع نزول رحمتت بر تشنه کامان شد
چرا دیگر ز ابر رحمتت باران نمی بارد
درختان تشنه و پژمرده در صحرا گیاهان شد
خداوندا مگر تحریم رحمت کرده ای بر ما
کجا شد آن همه باران کجا برف زمستان شد
مگر گشته تهی دریای رحمت از وجود آب
ویا مسدود راه ابرها بر خاک عطشان شد
مگر از آسمانت ابر رحمت رخت بر بسته
زبانم لال انبارت تهی از برف و باران شد
کمان من گناهان سد راه رحمتت گشته
که میسوزند با هم خشک و تر از بس که عصیان شد
ولی بخشندگی تو فزون تر از گناه ماست
بکن رحمی اگر سد ره رحمت گناهان شد
اگر این تشنگی بر بنده عاصی سزاوار است
چرا مأیوس فیض آب وحشی بیابان شد
خداوندا ببخشایم اگر چون و چرا گفتم
صلاح توست میدانی چرا این و چرا آن شد
تورا نامند بخشنده ببخشا گر خطا گفتم
دل گمگشته تنگم ز بی آبی پریشان شد
گنه از ماست میدانم تو رحمان و رحیم هستی
غلطا گفتا رضایی و ز گفتارش پشیمان شد

 

 
جوملا فارسی توسعه و پشتیبانی توسط شرکت نوید ایرانیان

شخن هفته

هر که در این سرا درآید نانش دهید و از ایمانش مپرسید چه آنکس که به درگاه باریتعالی به جان ارزد البته بر خوان بوالحسن به نان ارزد

شیخ ابوالحسن خرقامی


خبرهای روستای طامه

http://tame.ir/index.php?view=image&format=raw&type=orig&id=5031&option=com_joomgallery&Itemid=198

هیئت اباعبدالله الحسین روستای طامه

http://www.tame.ir/index.php?view=image&format=raw&type=orig&id=2988&option=com_joomgallery&Itemid=3

هیئت عاشقان مهدی

http://tame.ir/index.php?view=image&format=raw&type=orig&id=5994&option=com_joomgallery&Itemid=198

 

ورود اعضا



برنامه دهه اول محرم هیئت حضرت ابوالفضل، طامه ایهای مقیم مرکز

http://direct.tame.ir/index.php?view=image&format=raw&type=orig&id=5746&option=com_joomgallery&Itemid=198

سامانه پیام کوتاه هیئت حضرت ابوالفضل  طامه ایهای مقیم مرکز
10009354932092

باقابلیت دریافت و ارسال پیام

ارتباط با ما

تلفن تماس 09123030902
سامانه پیام کوتاه سایت طامه
با قابلیت دریافت و ارسال پیام30007650005772

امار