شهادت امام باقر (علیه‌السلام)

امام باقر (علیه‌السلام) با طرح مرموز و مخفیانه‌ی هشام بن عبدالملک، مسموم شده و به شهادت رسید، ولی زهر دهنده و چگونگی آن به روشنی مشخص نیست.

بعضی می‌نویسند: ابراهیم بن ولید بن یزید بن عبدالملک نوه‌ی برادر هشام, آن حضرت را مسموم نمود.
و به گفته‌ی بعضی زید بن حسن که با امام باقر (علیه‌السلام) خصومت داشت، به دستور هشام بن عبدالملک، زهر را بر زین اسب مالید،‌و اسب را به حضور امام باقر (علیه‌السلام) آورد، و اصرار کرد که آن حضرت بر آن سوار گردند، آن حضرت ناگزیر سوار شدند، و آن زهرا در بدن ایشان اثر کرد، به گونه‌ای که ران‌های امام متورم شد و سه روز بستری گردیدند، و سرانجام به شهادت رسیدند.
امام صادق (علیه‌السلام) می‌گویند: آخرین روز عمر پدرم امام باقر (علیه‌السلام) بود، وصیت‌های خود را فردمودند،‌به ایشان عرض کردم: « پدر جان از آن روز که بستری شده‌ای هیچ‌گاه شما را مثل امروز سالم‌تر ندیدم، و هیچ‌گونه نشانه‌ی مرگ از چهره‌ی شما دیده نمی‌شود.» فرمودند: «پسرم! آیا صدای پدرم علی بن الحسین (علیه‌السلام)را نشنیدی که از پشت دیوار مرا طلبید و فرمود:« یا محمد! تعال عجّل؛ ای محمد! به سوی ما بیا و شتاب کن.»
شب شهادت امام باقر (علیه‌السلام) فرا رسید، امام صادق (علیه‌السلام) به اطاق پدرشان امام باقر (علیه‌السلام) آمدند، دید در حال مناجات با خدا هستند، با دست اشاره کردند که ساعتی بعد بیا، ( تا مناجاتشان تمام شود) پس از ساعتی امام صادق (علیه‌السلام) به بالین پدر آمدند،‌امام باقر (علیه‌السلام) فرمودند: «امشب آخرین شب عمر من است، هم اکنون پدرم امام سجاد (علیه‌السلام) آمد شربتی گوارا آورد و فرمود: پسرم! از این شربت بنوش، که خداوند وعده داده همین امشب روحت را قبض کند.»
به این ترتیب آن امام بزرگوار شربت گوارای شهادت را نوشید و شکوهمندانه به دیدار محبوب پیوست.


چاپ  

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید