سال اندوه

امتیاز کاربر: / 4
بدخوب 

سال دهم بعثت, سخت ترین و ناگوارترین سال در طول بعثت پیامبر (ص) بود . در این سال پیامبر (ص) بزرگترین پشتوانه هاى خویش را یکى پس از دیگرى از دست داد. ابوطالب و خدیجه که هیچگاه از حمایت پیامبر (ص) دست نکشیدند به فاصله اى اندک از یکدیگر پیامبر(ص) را در میان انبوه مشرکان تنها گذاشتند و به سوى پروردگار شتافتند. ابوطالب عموى باوفاى پیامبر(ص) پدر وصى رسول در روز بیست و ششم رجب سال دهم بعثت از دنیا رفت و پیامبر(ص) در این مصیبت بزرگ، سخت گریست.
سه روز (و به قولى سى و پنج روز ) پس از این ضایعه اسفناک ، دیگر یار روزهاى سخت رسالت، حضرت خدیجه (س) دار فانى را وداع گفت و پیامبر(ص) پیکر بانوى بزرگ اسلام را در مقبره, جحون در مکه, به خاک سپرد.
پیامبر (ص) پس از این دو واقعه تلخ ، به شدت غمگین بود و کمتر از خانه بیرون می‌آمد و آن سال را عام الحزن نامید.
پس از فوت ابوطالب، مشرکان که پیامبر (ص) را بدون حامى مى دیدند، بر آزار و اذیت خویش افزودند و پیامبر(ص) در انبوه تهاجمات مشرکان چاره اى جز صبر کردن نداشت.

یثرب در انتظار پیامبر(ص)
دو قبیله بزرگ اوس و خزرج که در یثرب سکونت داشتند, سالیان درازى (حدود ۱۲۰ سال) با یکدیگر به جنگ و نزاع مشغول بودند، سر انجام به ستوه آمده و دو نماینده را (از هر قبیله یکی) به نامهاى اسعدبن زراره و زکوان ـ براى آوردن سران مکه به یثرب براى میانجى گرى میان دو قبیله ـ به مکه فرستادند. هنگامى که این دو از ظهور پیامبر(ص) مطلع شدند, به محضر پیامبر رسیدند و چون حقیقت را در گفته هاى پیامبر (ص) درک کردند به او ایمان آورده و به مدینه بازگشتند. تبلیغ و فعالیتهاى این دو نفر در یثرب و همچنین به دلیل نیاز شدید مردم یثرب به مصلح و رهبر و تماسهاى مکرر پیامبر (ص) در موسم حج بامردم یثرب، همگى سبب شد تا هیئت دوازده نفرى به رهبرى اسعدبن زراره براى دیدار با پیامبر (ص) از یثرب به سوى مکه, حرکت کنند . این گروه در عقبه[۳۴] با پیامبر(ص) ملاقات کردند و با حضرت پیمان وفادارى بستند, که به پیمان عقبه اول معروف شد. به هنگام بازگشت از پیامبر(ص) درخواست یک مبلغ کردند، که به پیشنهاد پیامبر(ص) مصعب بن عمیر را همراه خود به یثرب بردند.
روز به روز اسلام در یثرب گسترش مى یافت تا آنجا که هفتاد نفر براى انجام حج به مکه مسافرت کردند و در عقبه براى بار دوم ، شبانه و مخفیانه با پیامبر(ص) پیمان بستند و این زمینه اى براى حضور پیامبر(ص) در یثرب و هجرت از مکه پس از سه ماه شد.
هجرت از مکه
یکى از بزرگترین وقایع تاریخ اسلام ، هجرت پیامبر اکرم(ص) از مکه به مدینه است، که به سبب اهمیت و عظمتى که داشت ، در زمان حکومت خلیفه دوم ، بنا به پیشنهاد امیرالمومنین على (ع) به عنوان مبدا تاریخ اسلام برگزیده شد.[۳۵]
این نقل و انتقال و جابجایی, به منظور گسترش اسلام در سایر مناطق حجاز صورت گرفت. پیامبر (ص) که در مکه سخت تحت فشار مشرکان بودند و از ملاقات مردم با ایشان جلوگیرى می‌شد, براى انجام رسالت الهى به أزادى بیشترى نیاز داشتند و به همین منظور تصمیم به هجرت از مکه و اقامت در مدینه را اتخاذ نمودند.
داستان هجرت از اینجا آغاز شد که :
پیامبر (ص) براى مسلمانان مکه که تحت فشار شدید مشرکان بودند، دستور هجرت به مدینه را صادر نمودند. سران مشرکان که از این امر احساس خطر می‌کردند ، (براى اینکه ممکن بود مسلمانان حکومت مستقل در مدینه تشکیل دهند و این خطر بزرگى براى مشرکان به حساب مى آمد) دردارالندوه جمع شدند و مجلس شوراى خود را آغاز کردند. هرکدام از ایشان پیشنهادى ارائه کرد که سرانجام نظر ابو‌جهل به اتفاق آرا تصویب شد.
ابوجهل پیشنهاد کرد : از چهل قبیله هرکدام یک جوان شجاع و شمشیر زن را به عنوان نماینده انتخاب کنند و همه در یک شب معین خانه پیامبر(ص) را محاصره نمایند و ایشان را در رختخوابش به قتل برسانند. با این نقشه خون پیامبر در میان قبائل تقسیم می‌شد و دیگر بنى هاشم قادر به خون خواهى از آنها نبودند.
شب اول ماه ربیع الاول ( پس از دو ماه محرم و صفر که جنگ در آن حرام بود) براى این نقشه انتخاب شد.
شب موعود فرارسید ، جبرئیل پیامبر(ص) را از نقشه مشرکان آگاه نمود و عرضه داشت: از مکه خارج شو و على (ع) را در جاى خو د بخوابان.
پیامبر (ص) موضوع را به اطلاع على (ع) رسانید. على (ع) با وجود تمام خطرات، امر پیامبر (ص) را به جان و دل پذیرفت و در رختخواب آن حضرت آرمید و روپوش سبز پیامبر (ص) را بر روى خویش کشید. با این حربه مشرکان متوجه خروج پیامبر(ص) از خانه نمى شدند و پیامبر(ص) فرصت کافى براى خروج از مکه پیدا مى کرد.
مشرکان، نیمه شب با شمشیرهاى برهنه بر بالین على (ع) حمله‌ور شدند؛ ولى با کنار زدن پارچه از روى على (ع) متوجه برباد رفتن نقشه هاى خود شدند. در این هنگام پیامبر (ص) از مکه خارج و در غار ثور (در ۷ کیلومترى جنوب مکه) مخفى شده بود.
پیامبر (ص) روز پنجشنبه اول ربیع الاول سال ۱۳ بعثت از مکه خارج و ۱۲ همین ماه به مدینه وارد شدند. [۳۶]
چه کسى جز على (ع) ؟!!
آرى بدرستى چه کسى جز على (ع) حاضر به قبول چنین تقاضایى بود ، کسى که از جان خود براى رضاى پروردگار بگذرد؛ شخصى که چهل شمشیر برهنه را بر فراز سرش ببیند و لحظه اى خوف در دل راه ندهد. در این لحظات افتخار آفرین جبرئیل و میکائیل نزد بستر على (ع) حاضر شدند. جبرئیل به على (ع) گفت : به به ! کیست مثل تو اى پسر ابوطالب ، که فرشتگان به وجودش مباهات می‌کنند[۳۷]. آنگاه این آیه ، در شان على (ع) بر پیامبر(ص) نازل شد:
بعضى از مردم (فداکار و با ایمان ، همچون على (ع) ) به هنگام خفتن در جایگاه پیامبر(ص) جان خود را در مقابل خشنودى خداوند می‌فروشند و خداوند نسبت به بندگانش مهربان است.[۳۸]
حضرت على (ع) سه شبانه روز پس از پیامبر(ص) در مکه ماند و امانتهاى مردم را که نزد پیامبر(ص) بود، به صاحبانش بازگرداند, سپس در سرزمین قبا به پیامبر (ص) پیوست. [۳۹]
مدینه غرق در شور و شعف
مدینه آماده پذیرایى از آخرین پیامبر خدا بود. مردم گروه گروه براى استقبال به پیشواز آن حضرت مى آمدند و ایشان را به منزل خود دعوت می‌کردند. پیامبر(ص) دعوت همه را رد نمود و فرمود: سر راه شتر را باز بگذارید هرکجا که توقف کرد همانجا پیاده می‌شود.
شتر در محله بنى نجار و در کنار خانه مالک بن نجار متوقف شد و پیامبر(ص) به خانه ابو ایوب که مسلمانى صالح و بسیار فقیر بود و با مادرش به تنهایى زندگى می‌کرد، وارد شد.[۴۰]
رویدادهاى مهم سال اول هجرت
۱ـ عبدالله سلام یکى از بزرگترین علماى یهود، پس از مناظره با پیامبر(ص) شکست خورد و مسلمان شد.
۲ـ مسجد النبى در اولین سال حضور پیامبر(ص) در مدینه بنا نهاده شد.
۳ـ مهاجران در اطراف مسجد براى خود حجره‌هایى ساختند و هر کدام از خانه خود درى به روى مسجد باز کردند. بعدها پیامبر (ص)، به امر خدا، دستور به مسدود کردن این درها ، به جز در خانه خود و على (ع) دادند.
۴ـ نمازهاى پنجگانه که هر کدام دو رکعت بود، اضافه شد . و به شکل کنونى درآمد.
۵ـ سلمان یکى از بزرگترین و وفادارترین یاران پیامبر(ص) در این سال مسلمان شد.
۶ـ ایجاد عقد اخوت میان مهاجرین و انصار ، و برادرى پیامبر (ص) با على (ع) .
۷ـ سه طایفه بزرگ یهود (بنى نضیر ، بنى قریظه و بنى قینقاع ) که در مدینه و اطراف آن اقامت داشتند چاره اى جز پیمان بستن با مسلمانان ندیدند.
حکومت اسلامى پیامبر (ص) تشکیل شد . از این پس مشکلات پیامبر (ص) براى رهبرى و اداره مسلمانان چندین برابر مى شد . دشمنان داخلى و خارجى مشکلات فراوانى را براى مسلمانان بوجود می‌آوردند و مسلمانان چاره‌اى جز جنگ پیش روى نداشتند. به همین منظور جنگهاى فراوانى طى سالهاى کوتاه پس از هجرت انجام پذیرفت که مورخان تعداد آن را ۲۷ غزوه ( جنگهایى که پیامبر(ص) شخصا در آن حضور پیدا مى کرد) و ۳۵ (یا ۴۸ یا ۶۶) سریه (جنگهایى که پیامبر(ص) در آن حضور نداشتند)[۴۱] نوشته اند. در این نوشتار مختصر و کوتاه جایى براى ذکر تمامى جنگها نیافتیم و فقط به تعدادى از مهم‌ترین آنها اشاره اجمالى مى کنیم.
رویدادهاى مهم سال دوم هجرت
۱ـ تغییر قبله مسلمانان از بیت المقدس به سوى کعبه : نیمه رجب در حالى که ۱۶ ماه از هجرت مى گذشت ، پیامبر در مسجد بنى سلمه[۴۲] مشغول نماز بود. پس از اتمام نماز ظهر جبرائیل بر پیامبر نازل شد و آیه[۴۳] را براى حضرت خواند. پیامبر (ص) نماز عصر را به سمت کعبه خواند و به همین دلیل آن مسجد به ذوقبلتین معروف شد.
۲ـ یکى از بزرگترین حادثه هاى تاریخ اسلام که ازدواج على (ع) با فاطمه(س) دخت گرامى پیامبر(ص) بود، به امر الهى به وقوع پیوست.
۳ـ واجب شدن روزه ماه رمضان در اوخر ماه شعبان[۴۴] .
۴ـ واجب شدن زکات فطره و قربانى کردن در روز عید قربان .
۵ـ فرمان جهاد با کافران پس از نزول آیه أُذِن لِلَّذِین یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ [۴۵]
غزوات پیامبر (ص)
تعداد جنگهایى را که پیامبر(ص) در آن حضور داشتند را به ترتیب ذیل مى شماریم:
۱ـ ابوا ۲ـ بواط ۳ـ عشیره ۴ـ بدر اولى ۵ـ بدر کبرى ۶ـ بنى قینقاع ۷ـ سویق ۸ـ بنى سلیم(نجران) ۹ـ غطفان ۱۰ـ احد ۱۱ـ حمرالاسد ۱۲ـ بنى نضیر ۱۳ـ بدر صغرى ۱۴ـبنى المصطلق ۱۵ـ خندق ۱۶ـ بنى قریظه ۱۷ـ دومه الجندل ۱۸ـ ذات الرقاع ۱۹ـ بنى لحیان ۲۰ـ ذى قرد ۲۱ـ حدیبیه ۲۲ـ خیبر ۲۳ـ ذات السلاسل ۲۴ـ فتح مکه ۲۵ـ حنین ۲۶ـ فتح طائف ۲۷ـ تبوک
پیامبر (ص) در ۹ غزوه شمشیر بدست گرفت و خود وارد کارزار شد که عبارتند از :
۱ـ بدر کبرى ۲ـ احد ۳ـخندق ۴ـ بنى قریظه ۵ـ بنى المصطلق ۶ـ خیبر ۷ـ فتح مکه ۸-حنین ۹ـ طائف[۴۶]
جنگ بدر
ماه جمادى الاولى سال دوم هجرت, گروهى از قریش به سرکردگى کرزبن جابر به نزدیکى مدینه آمده و شتران و چهارپایان پیامبر (ص) و مردم را به غارت بردند و به قسمتى از محصولات مدینه آسیب رساندند. از طرفى نیز کفار اموال مهاجرین را (در مکه)مصادره کردند، و قصد آنها از این حرکتها ، تحت فشار گذاردن مسلمانان و محاصره اقتصادى بود.
پیامبر (ص) براى شکستن محاصره، چهل نفر را به فرماندهى حضرت حمزه ـ که قدرت رزم آورى او در عرب مشهور بود ـ راهى اطراف مدینه نمود.
چند هفته پس از این ماجرا به پیامبر (ص) خبر رسید که کاروان بزرگى به سرکردگى ابوسفیان همراه دوهزار شتر که پنجاه هزار دینار کالا حمل مى کنند به قصد رفتن به مکه، نزدیک مدینه مى شود.
مسلمانان با تشکیل ارتش ۳۱۳ نفرى (که ۷۷ نفر از مهاجران و بقیه از انصار بودند) که هفتاد شتر و سه اسب داشتند(در ماه رمضان سال دوم هجرت) به سوى بدر به راه افتادند.
بدر منطقه وسیعى در جنوب غربى مدینه و در راه مکه واقع شده است و چاههاى آب فراوان آن موجب توقف بسیارى از کاروانها بود. از این روى که صاحب آبهاى آن منطقه بدر نام داشت، آنجا را بدر نامیدند.
ابوسفیان که توسط جاسوسان از لشکرکشى مسلمانان آگاه شد، پیام‌رسانى به قصد مکه رهسپار کرد، تا مشرکان را از اوضاع و احوال کاروان آگاه کند و خود، کاروان را از بیراهه به سمت مکه راهى کرد. لشکر هزار نفرى کفار با تجهیزات کامل نظامى به سمت مدینه روانه شد و با اینکه از سالم رسیدن کاروان به مکه مطلع شده بود باز به راه خود ادامه داد و صبح روز جمعه، هفده رمضان، در سرزمین بدر رو در روى سپاه اسلام، شیپور نبرد را به صدا درآورد.
بنا به رسم دیرینه عرب، نبرد تن به تن آغاز شد. سران کفر با دلاوریهاى حضرت على و حضرت حمزه (علیهماالسلام)، یکى پس از دیگرى چون برگ خزان بر زمین ریختند و به هلاکت رسیدند.
سرانجام پس از سراسرى شدن جنگ، غزوه بدر با پیروزى مسلمانان به پایان رسید. در این نبرد ۱۴ نفر از مسلمانان به شهادت رسیدند و در مقابل، هفتاد نفر از کفار کشته و هفتاد نفر دیگر به اسارت مسلمانان درآمدند. پرچمدار رشید و بازوى تواناى اسلام على بن ابى طالب (ع) به تنهایى ۳۶ نفر از مشرکان را به هلاکت رسانید. بسیارى از سران کفر در این نبرد کشته شدند که از آن جمله مى توان به ابوجهل ، ولیدبن عقبه ، حنظله بن ابوسفیان، عتبه و شیبه اشاره کرد. [۴۷]
وقایع مهم سال سوم هجرت
۱ـ غزوه غطفان و سریه قرده و غزوه نجران و غزوه احد.
۲ـ میلاد با سعادت امام حسن مجتبى (ع) سبط رسول اکرم (ص) در نیمه ماه رمضان.
۳ـ ازدواج پیامبر (ص) با حفصه دختر عمر (لعنت الله علیهما) که باعث گرایش چند قبیله به اسلام شد.
غزوه احد
مشرکان مکه که در جنگ بدر صدمات شدیدى از مسلمانان دیده و بسیارى از بزرگانشان را از دست داده بودند, به قصد سرکوبى مسلمانان با لشکر پنج هزار نفرى و با کمک گیرى از قبائل مختلف ، در حالى که شعار انتقام! انتقام! بر لب داشتند ، روز پنجشنبه ۵ شوال سال سوم هجرت در دامنه کوه احد[۴۸] مستقر شدند. پیامبر(ص) تا روز جمعه در مدینه باقى ماند و پس از اقامه نماز جمعه، با سپاه هزار نفرى مسلمانان به سمت احد به راه افتاد. عبدالله ابن ابى سلول که معتقد به ماندن در مدینه بود ، به همراه سیصد نفر از طرفداران خود از ادامه راه خوددارى نمودند و به مدینه بازگشت. پیامبر(ص) با سپاه ۷۰۰ نفرى خود به سرزمین احد پاى گذاشت و در مقابل کفار قرار گرفت. پشت سر سپاه اسلام دهانه شکاف کوهى بود و پیامبر (ص) براى پیشگیرى از تهاجم دشمنان از این منطقه ۵۰ تیر انداز را به همراه عبدالله بن جبیر مامور نگهبانى آنجا نمود. روز هفتم پس از نماز صبح ، به رسم عرب جنگ تن به تن آغاز شد. تعدادى از قدرتمندان لشکر کفر به میدان آمدند که جملگى به ید تواناى على (ع) هلاک شدند. پس از آن نبرد همگانى آغاز شد. سپاه اسلام در نبردى سخت ، به علت بى انضباطى و توجه نکردن به اوامر پیامبر (ص) (رهاکردن شکاف پشت سر سپاه اسلام) و مقاومت نکردن و ترس از شایعه کشته شدن پیامبر(ص) که نشان از ایمان ضعیف عده‌اى بود، شکست خورد.
سپاه اسلام متفرق شد و به جز على (ع) کسى براى محافظت از جان پیامبر (ص) باقى نبود[۴۹]
مشرکان از هر سو به سمت پیامبر(ص) هجوم مى آوردند و على (ع) همچون شیر خشمگین آنها را به عقب می‌راند. نقل شده است که در این هیاهو شمشیر حضرت على (ع) شکست و جبرئیل ذوالفقار را به دست حضرت سپرد. امیرمؤمنان على (ع) به صفوف کفر حمله ور شد و یکى پس از دیگرى مشرکان را قلع و قمع می‌کرد . در این هنگام ندایى در میدان نبرد به گوش رسید که می‌گفت : لا فتى الا على لا سیف الا ذوالفقار[۵۰]
امیر سپاه اسلام بدون یار و یاور در دل سپاه کفر همچنان مبارزه می‌کرد و کفار را از اطراف پیامبر (ص) به عقب می‌راند. در این نبرد نابرابر بیش از نود جراحت بر یگانه حامى رسول نقش گرفت و دیگر جاى سالمى در اندام ضرت دیده نمی‌شد در این هنگام جبرئیل نازل شد و عرض کرد: یا رسول الله! با این مواسات و جوانمردى است که على (علیه‌السلام) آشکار می‌کند حضرت فرمودند: انه منى و انا منه؛ على از من است و من از علی‌ام. جبرئیل گفت: انا منکما.[۵۱]
این جنگ صدمات زیادى بر پیکره اسلام وارد کرد که از آن جمله می‌توان به : شکسته شدن سر و دندان پیامبر(ص) و مجروح شدن صورت حضرت،زخمى شدن حضرت على (ع) وکشته شدن فرمانده سپاه اسلام ، حمزه (ع) عموى پیامبر (ص) و مصعب بن عمیر و عبدالله بن جحش و حنظله غسیل الملائک و ... اشاره کرد.
وقایع مهم سال چهارم هجرت
۱ـ فاجعه کشته شدن شش نفر از مبلغانى که به دستور پیامبر (ص) به سمت اعراب عضل و قاره مى رفتند, توسط ۱۰۰ نفر از مشرکان بنى لحیان که این حادثه به سریه رحیع معروف شد؛
۲ ـ فاجعه کشته شدن سى و نه نفر از چهل مبلغى که پیامبر(ص) بنا به در خواست ابو برا براى ارشاد و هدایت قبیله بنى عامر فرستاد, توسط گروهى از قبیله بنى سلیم به رهبرى عامربن طفیل
۳ـ تبعید قبیله بنى نضیر در ماه صفر ، از سرزمین مسلمانان به خاطر توطئه بر قتل پیامبر (ص) که پیامبر(ص) پس از ۱۵ روز محاصره قلعه بر آنها پیروز شد و اموال یهودیان در میان مسلمانان تقسیم شد. این حادثه به نام غزوه بنى نضیر معروف شد؛
۴ـ تحریم کلى مشروبات مسکر؛
۵ـ غزوه ذات الرقاع با سرکوبى دوقبیله بنى محارب و بنى شعبه که باجمع آورى نیرو و اسلحه قصد تسخیر مدینه را داشتند، به پایان رسید؛
۶ـ از جمله شادیها و غمهایى که در این سال بر امت اسلام وارد شد، مى توان از ولادت سالار شهیدان ،ابا عبدالله الحسین و درگذشت مادر امیرالمومنین ، فاطمه بنت اسد نام برد. همچنین پیامبر (ص) در این سال با ام سلمه ازدواج کرد.
وقایع مهم سال پنجم هجرت
۱ـ ازدواج پیامبر (ص) با زینب دختر مجش (دختر عمه رسول خدا)؛
۲ـ جنگ ریسیع : تیره‌اى از قبیله خزاعه به نام بنى المصطلق در میان راه مکه و مدینه سکونت داشتند که قصد حمله به مدینه را در سر مى پروراندند. هنگامیکه بریده بن حصیب اسلمى زمان حمله ایشان را به اطلاع پیامبر (ص) رساند، پیامبر(ص) پرچم مسلمین را به دست على (ع) نهاد. سپاه اسلام در منطقه مریسیع که آبخور قبیله بود, به استقبال مهاجمین آمد و قبیله بنى المصطلق را سرکوب کرد؛
۳ـ دستور حجاب طى نزول آیاتى از سوره نور[۵۲]؛
۴ـ غزوه بنى نضیر با سرکوبى یهودیان منافق مدینه که پس از جنگ احد قصد پیمان شکنى و جان پیامبر(ص) را داشتند ، همراه شد؛
۵ـ غزوه خندق: ماه شوال سال پنجم هجرت به پیامبر(ص) خبر رسید که طوایف مختلف مشرکان در مکه با یکدیگر متحد شده‌اند و با لشکرى ده هزار نفرى قصد حمله به مدینه را دارند. پیامبر (ص) بلا فاصله جلسه شورایى از اصحاب تشکیل داد و بالاخره پیشنهاد سلمان ـ که کندن خندق در اطراف شهر بود ـ مورد موافقت قرار گرفت . مسلمانان همگى همت بر کندن خندق گماردند و پیش از رسیدن سپاه کفر به مدینه کار کندن خندق را به پایان رسانیدند.
سپاه عظیم دشمن به رهبرى ابوسفیان به مدینه رسید و با کمال تعجب با گودالهاى بزرگى روبرو شد که عبور از آنها ممکن نبود. سپاه بزرگ کفر حدود یک ماه پشت خندق متوقف بود و به جز چند نفری, کس دیگرى نتوانست از خندقى که مسلمانان با سنگ و تیر از آن محافظت می‌کردند، عبور کند .
از جمله افراد قلیلى که توانستند از خندق عبور کنند عمروبن عبدود نام داشت که از جنگاوران نیرومند و نامى عرب بود. عمرو آنقدر قدرتمند بود که هیچ کس جرات مقابله با او را نداشت.
عمرو پس از عبور از خندق رجز خوانى را شروع کرد و با ناسزاهاى خود قصد تحریک مسلمانان را داشت. امیرمؤمنان على (ع) پس از سه بار اجازه خواهى از پیامبر(ص) بالاخره وارد میدان شد و چون شیر بر عمرو حمله‌ور شد و او را از پاى انداخت. پیامبر(ص) در مورد این نبرد فرمودند: اثر ضربت على در روز خندق بهتر از عبادت ثقلین است [۵۳].
این مبارزه و شجاعت امیر درسها و پندهاى فراوانى دربرداشت که کتابها در این باره نوشته شد که پرداختن به آن از حوصله این نوشتار فشرده خارج است.
پس از کشته شدن عمرو بن عبدود و نوفل بن عبداله سپاه کفر سراسیمه پا به فرار گذاشت[۵۴] تندبادهاى الهى خیمه گاه کفار را در هم کوبید و موجب بازگشت خفت‌بار مشرکان به مکه شد.[۵۵]
مهم ترین وقایع سال ششم هجرت
۱ـ غزوه بنى المصطلق؛
۲ـ واجب شدن حج ؛
۳ـ سفر مذهبى و سیاسى مسلمانان به مکه به قصد حج: پیامبر (ص) در ماه ذى القعده سال ششم هجرى به همراه ۱۴۰۰ تن از مسلمانان براى انجام حج به سمت مکه به راه افتادند. مسلمانان در مسجد شجره احرام بستند و لبیک گویان به سمت مکه رهسپار شدند. کفار که خبر حرکت مسلمانان را شنیده بودند، براى جلوگیرى از این حرکت با گروه پنجاه نفرى در محلى بنام غفان سر راه مسلمانان را گرفتند. مسلمانان در همانجا در زیر سایه درختى با پیامبر (ص) تجدید پیمان کردند که این پیمان به بیعت رضوان معروف شد.
مشرکان پس از این حادثه پیکى به سمت پیامبر (ص) فرستادند، که در نهایت منجر به عقد صلحنامه‌اى شد که به صلح حدیبیه شهرت یافت. در این صلح نامه مسلمانان, هرساله, ایام حج اجازه داشتند سه روز در مکه به عبادت بپردازند. یکى دیگر از مفاد این صلح نامه ترک جنگ به مدت دو سال بود.
مهم ترین وقایع سال هفتم هجرت
۱ـ نامه نگارى به سوى سران کشور و قبیله‌ها براى دعوت ایشان به اسلام و اعلام جهانى اسلام . از آن جمله نامه‌هایى بود که براى نجاشى (پادشاه حبشه ) و خسروپرویز (پادشاه ایران) فرستاده شد.
۲ـ فتح خیبر خیبر, نام سرزمین حاصلخیزى بود که در ۳۲ فرسخى شمال مدینه قرار داشت. در این سرزمین هفت قلعه وجود داشت که متعلق به بیست هزار یهودى سکنه آنها بود. خیبر دژ مستحکمى براى دشمنان اسلام بود که از آنجا مشرکان را علیه مسلمانان می‌شوراندند و کمکهاى زیاد به مشرکان در جنگهاى علیه مسلمانان می‌کردند.
پیامبر(ص) براى نابودى یهودیان با سپاه ۱۶۰۰ نفرى به سمت خیبر به راه افتاد. یهودیان براى دفاع به قلعه هاى خود پناه بردند و مسلمانان پشت درهاى بسته خیبر به طرح نقشه‌هاى نظامى مشغول شدند. پیامبر (ص) و سپاه اسلام ۲۵ روز قلعه‌هاى یهود را محاصره کردند. در این مدت محاصره هر روز یکى از فرماندهان اسلام پرچم را به دست می‌گرفت و به سمت خیبر یورش مى برد ولى ناامید ودست خالى برمی‌گشت . (از آن جمله می‌توان به ابابکر و عمر اشاره کرد.) بالاخره پیامبر (ص) اعلام کرد: فردا پرچم را به دست کسى می‌سپارم که خدا و پیامبر را دوست دارد و خدا و پیامبر هم او را دوست دارند. او بر نمی‌گردد مگر با فتح و پیروزی.
مسلمانان به فرماندهى على (ع) قلعه هاى خیبر را یکى پس از دیگرى فتح کردند و مرحب؛ یکى از دلاوران یهود, به دست على (ع) کشته شد. معروفترین حادثه این جنگ از جاى در آمدن در بزرگ خیبر, توسط على (ع) است.[۵۶]
۳ـ بازگشت مهاجران از حبشه پس از گذشت ۱۵ سال:
۴ـ انجام عمره القضا: مسلمانان پس از بازگشت از خیبر د رماه ذى القعده به دستور پیامبر براى انجام قضاى حجى که در زمان صلح حدیبیه انجام ندادند، راهى مکه شدند.
وقایع مهم سال هشتم هجرت
۱ـ جنگ موته : پیامبر (ص) حارث بن عمیر ازدى را به همراه نامه‌اى به سوى حاکم بصره راهى نمود . در راه و در منطقه موته، حارث توسط یکى از بزرگان درگاه قیصر به نام شرحبیل بن عمرو غسانى به شهادت رسید. پیامبر (ص) با شنیدن خبر قتل حارث, سپاه اسلام را که متشکل از سه هزار نفر بود, به سمت سرزمین جرف, هدایت نمود. پیامبر (ص) دستور دادند تا جائیکه حارث کشته شده است پیشروى کننند و کافران را به اسلام دعوت کنند و اگر سرباز زدند با آن ها ستیز کنند. خبر نزدیک شدن مسلمانان به موته به شرحبیل رسید. شرحبیل براى مبارزه با مسلمانان تقاضاى لشکر یکصد هزار نفرى از قیصر روم کرد. مسلمانان که خواهان شهادت بودند, در مقابل آنها صف کشیدند، که این نبرد با شهادت جعفر طیار ـ برادر امیرالمومنین ـ و زید بن حارثه و عبدالله بن رواحه همراه بود.
۲ـ فتح مکه : فتح مکه که یکى از بزرگترین پیروزیهاى مسلمانان در طول تاریخ است در سال هشتم هجرت به وقوع پیوست. قریش پیمان حدیبیه را زیر پاى گذاشت و شبانه به قبیله خزاعه که هم پیمان مسلمانان بودند، حمله ور شده عده اى از آنان را با وضع فجیعى و در خواب به قتل رسانید عده اى را نیز اسیر نمودند. پیامبر (ص) با شنیدن این خبر, سپاه ده هزار نفرى را آماده حمله به مکه ساخت. لشکر عظیم مسلمانان, رعب و وحشت در دل کفار انداخت. ابوسفیان به عنوان نماینده از طرف مردم مکه, به اردوگاه مسلمانان آمد و با دیدن سپاه عظیم اسلام به مکه بازگشت و آنچه دیده بود براى مردم تعریف کرد و گفت: محمد (ص) قول داده است که هرکس به مسجد و کعبه بیاید و اسلحه اش را بر زمین بگذارد در امان است. این پیام، مردم را که پیامبر (ص) را به صداقت و راستگویى می‌شناختند, امیدوار کرد. به این ترتیب مکه بدون مقاومت مشرکان تسلیم شد. تنها گروهى از مشرکان به سرکردگى خالد بن ولید به مبارزه با مسلمانان پرداخت که با کشته شدن ۲۸ تن از مشرکان, به پایان انجامید. پیامبر (ص) پس از طواف و سخنرانى براى مسلمین, به کمک على (ع) کعبه را از وجود بتها پاک کرد, تمام بتها و بتکده‌هاى مکه را نابود ساخت و با اعلام عفو عمومی, حدود دو هزار نفر از مشرکان ایمان آوردند[۵۷]
۳ـ غزوه حنین: دو قبیله هوازن و ثقیف که مردمى جنگاور بودند, براى جنگ با مسلمانان هم پیمان شدند . مالک بن عوف نصری, رئیس قبیله هوازن به تجهیز سپاه پرداخت و با سى هزار مرد جنگى در سرزمین حنین اقامت کرد.پیامبر (ص) با شنیدن این خبر, سپاه دوازده هزار نفرى مسلمانان (دو هزار نفر از مکه و ده هزار نفر از مسلمانان قبل از فتح مکه) را روانه حنین کرد. مشرکان با یورش ناگهانى صفوف مسلمین را در هم شکستند. قبیله بنى سلیم کارزار را رها ساخته و پا به فرار گذاشتند و به دنبال ایشان مشرکین قریش که تازه مسلمان بودند از صحنه‌ى کارزار گریختند. در این نبرد سخت اصحاب جملگى جنگ را رها ساخته و فرار کردند و فقط ده نفر اطراف پیامبر باقى ماند. حضرت على (ع) به تنهایى چهل نفر از شجاعان سپاه کفر را به درک رسانید و از آن جمله مردی, از هوازن بود که ابو‌جرول نام داشت. او پرچم سیاهى در دست بر شتر سرخى سوار بود. ابوجرول پیش قراول مشرکان بود و سپاه کفر پشت سر او حرکت می‌کردند. حضرت على (ع) او را با ضربتى از روى شتر سرنگون ساخت وبه قتل رسانید. با کشته شدن پرچمدار کفر ترس بر کفار غالب شد و پا به فرار گذاردند. مسلمانان با دیدن اوضاع به تعقیب آنها پرداختند و به این ترتیب جنگ به سود مسلمانان خاتمه یافت و مشرکان جملگى متوارى شدند و به اطراف پناه بردند.
وقایع مهم سال نهم هجرت
۱ـ عدى پسر حاتم ، رئیس قبیله طمی, مسلمان شد. او بعدها از سرداران شجاع اسلام شد؛
۲ـ ورود هیئت نمایندگى مسیحیان نجران به مدینه و سرگذشت مباهله و تسلیم شدن آنها براى قبول شرایط صلح نامه؛
داستان مباهله و نصاراى نجران:
عده‌اى از اشراف نصاراى نجران به سرکردگى عاقب, خدمت رسول گرامى اسلام (ص) رسیدند. نصارى پس از مناظره و سوالاتى که از پیامبر(ص) پرسیدند ، به لجاجت و تعصب خود ادامه دادند در این هنگام آیه ۶۱ سوره آل عمران بر پیامبر نازل شد:
هرگاه پس از علم و دانشى که به تو رسیده کسانى با تو به ستیزه برخیزند، بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم و شما هم فرزندان خود را ، مازنان خویش را دعوت نماییم شما هم زنان خود را ، ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود؛ آنگاه مباهله مى کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم. [۵۸]
پس از نزول آیه, قرار بر مباهله گذارده شد. ابوحارثه که عالم و پیشواى ایشان بود گفت : اگر محمد (ص) با فرزندان و اهل بیت خود بیاید, از مباهله با او بترسید و اگر با اصحاب خویش آمد از مباهله با او پروایى نداشته باشید. روز مباهله فرا رسید. امیرمومنان (ع) پیش روى پیامبر(ص) و حضرت زهرا (س) پشت سر پیامبر (ص) و حسنین در اطراف ایشان, براى مباهله از مدینه خارج شدند. نصارى که همراهى اهل بیت پیامبر (ص) را دیدند, خدمت حضرت محمد (ص) عرض کردند: اى محمد از مباهله با ما درگذر و بر هر آنچه که ما قدرت انجام آنرا داشته باشیم مصالحه کن. پیامبر براى ایشان شروطى گذارد که عبارتند از : ایشان ملزم هستند که سالانه دو هزار صله (قیمت هر صله چهل درهم است) بدهند و اگر جنگى براى مسلمانان رخ دهد، به عنوان قرض ، سى زره و سى نیزه و سى اسب به مسلمانان بدهند.
۴ـ حضرت على (ع) در روز دهم ذى الحجه به دستور پیامبر (ص) قطعنامه‌اى را بر فراز جمره عقبه به مردم ابلاغ نمود. مفاد قطعنامه عبارتند از :
ـ لغو شدن پیمان مشرکان ؛
ـ عدم شرکت ایشان در مراسم حج سال آتیه؛
ـ ممنوع بودن طواف افراد عریان و برهنه که تا آن زمان در میان مشرکان رواج داشت؛
ـ ممنوع بودن ورود مشرکان به مسجدالحرام ؛
۵ـ غزوه تبوک : تبوک نام سرزمینى است میان حجر و شام که غزوه تبوک که از آخرین غزوات رسول اکرم(ص) است, در آنجا اتفاق افتادو این غزوه را فاضحه نیز نامیدند. به خاطر این که بسیارى از منافقین در این غزوه مشخص و مفتضح شدند.
کاروانى که از سمت شام به مدینه آمد، حامل پیغام لشکرکشى پادشاه روم به جانب مدینه بود. پیامبر(ص) به همین منظور فرمان جهاد را صادر نمودند. حرکت سپاه اسلام در تابستان و فصل گرما صورت گرفت که به همین دلیل عده‌اى از منافقان, از همراهى سپاه خوددارى نمودند. سپاه اسلام با سختى و مشقت فراوان به سرزمین تبوک رسید. هنگامى که پیامبر(ص) متوجه شد که خبر رسیده دروغ بوده و اصلاً روم لشکرى براى حمله به مدینه نفرستاده ، بزرگان اصحاب را جمع نمود و درباره حمله به روم از آنها نظرخواهى کرد و بنا به نظر جمع، سپاه اسلام به سوى مدینه بازگشت.
وقایع مهم سال دهم هجرت
۱ـگرایش تمامى حجاز به اسلام؛
۲ـ حجه الوداع : سال دهم هجرت, پیامبر(ص) از جانب خداوند مامور به شرکت در سفر حج شد و تمامى احکام و اهداف حج را به مردم ابلاغ کند. با اعلام آخرین حج پیامبر(ص) مردم از اطراف و اکناف جمع شدند و عده انبوهى براى حجه الوداع آماده شد. حضرت على (ع) نیز که به یمن سفر کرده بود به همراه جزیه‌اى که از اهل نجران گرفته بود, به پیامبر ملحق شد . جمعیت یکصدهزار نفرى مسلمانان, آخرین حج را به همراه پیامبر(ص) انجام دادند. پیامبر(ص) خطبه‌ها و سخنرانیهاى متعددى براى مردم خواند ودستورهاى مهم اسلامى را براى مسلمانان بیان نمود.
سپس به سوى آسمان اشاره نمود و فرمود: خدایا شاهد باش که من پیامهاى تو را به مردم ابلاغ نمودم.[۵۹]
ماجراى غدیر خم
پس از مراسم حج, مسلمانان آماده حرکت به سوى شهرهاى خود شدند و پیامبر(ص) با کاروانى رهسپار مدینه شد. کاروان پیامبر(ص) به منطقه غدیر خم (پنج کیلومترى جحفه) وارد شد. در این هنگام وحى الهى بر پیامبر نازل گردید:
اى پیامبر آنچه از جانب پروردگارت نازل شده است به طور کامل به مردم برسان و اگر چنین نکنى رسالت را انجام نداده اى و خداوند تو را (از خطرات احتمالى مردم) حفظ می‌کند[۶۰]. پیامبر (ص) دستور توقف کاروان‌ها را صادر نمود و پیکهایى را به سمت کاروانهایى که جلوتر رفته بودند، فرستاد و آنها را به غدیر خم بازگردانید. پیامبر(ص) آنقدر در آن مکان توقف کرد تا تمامى کاروانها به غدیر خم رسیدند. جمعیت انبوه مسلمانان منتظر بیانات پیامبر(ص) بود تا امر مهمى را که پیامبر(ص) در آن بیابان سوزان، این چنین به آن تاکید دارد، بشنود. بالاخره روز پنجشنبه ۱۸ ذى الحجه منبر بزرگى از جهاز شترها ساخته شد.
پیامبر (ص) پس از ایراد خطبه غدیر بر فراز منبر ،دست امیرمؤمنان را به عنوان جانشین بالا برد و فرمود: هرکس که من مولا و رهبر او هستم ، على مولا ورهبر اوست.[۶۱] پس از بیان خطبه غدیر آیه ۳ سوره مائده بر پیامبر (ص) نازل شد : امروز آئین شما را کامل و نعمت خود را بر شما تمام کردم و خشنود گشتم که اسلام دین شما باشد.
وقایع مهم سال یازدهم هجرت
۱ـ تجهیز سپاه براى جلوگیرى از پیشروى سپاه روم به فرماندهى اسامه بن زید؛
۲ـ رحلت پیامبر اکرم (ص)؛ پیامبر (ص) در بستر بیمارى گرفتار آمد و روزهاى آخر حیات خویش را سپرى می‌کرد. اهمیت موضوع جانشینى پیامبر(ص) و کارشکنیهاى اصحاب در این مورد, پیامبر(ص) را بر آن داشت که فرصت جمع شدن صحابه براى عیادت را, مغتنم شمرد. پیامبر (ص) در حضور بزرگان صحابه فرمود: قلم و دواتى بیاورید تا براى شما چیزى بنویسم که پس از آن گمراه نشوید.
عمر که قصد پیامبر(ص) را از نوشتن وصیت می‌دانست, گفت : بیمارى بر رسول خدا غلبه کرده است از این رو هذیان مى گوید. قرآن ما را کفایت مى کند و...
عمر با عزم جزم مانع نوشتن آخرین وصیت پیامبر(ص) شد.[۶۲]
سرانجام در روز ۲۸ صفر سال یازدهم هجرت کتاب قطور پیامبرى به پایان رسید و براى همیشه بسته شد. پیامبر (ص) در سن ۶۳ سالگى چشم بر جهان فروبست و به سوى حق تعالى شتافت.
بنا به وصیت پیامبر(ص) على (ع) بدن پاک و مطهرش را غسل داد و کفن نمود و بر آن نماز خواند و آنرا در خانه مسکونى پیامبر(ص) به خاک سپرد. در این هنگام منافقان صحابه مسلمانانى که در حقیقت هیچگاه مسلمان نشدند، بیکار ننشستند و توطئه هاى شوم آنها آغاز شد.

گالری تصاویر مسجد النبی

پخش مستقیم از مکه مکرمه

زندگی نامه / احادیث پیامبر

جنگهای پیامبر (صل الله علیه و اله )

________________________________________
[۱]ـ اقتباس از سیره ابن هشام: ج ۱، ص ۱.
[۲]ـ الغدیر: ج ۷، ص ۳۸۷.
[۳]ـ در کتاى ذخائر العقبى بنابه قولهاى مختلف تعداد ایشان نه ، ده و یازده نفر نیز ذکر شده اتس که با کم شدن قیداق و حجل و اضافه شدن عبدالکعبه این تعداد تغییر می‌کند.(ذخائر العقبی: ص ۱۷۲)
[۴]ـ تاریخ یعقوبی: ج ۲، ص ۵.
[۵]ـ منتهى الامال : ج ۱، ص ۱۰.
[۶]ـ بحارالانوار: ج ۵۶، ص ۳۵۹.
[۷]ـ منتهى آمال: ص ۲۵-۲۶.
[۸]ـ آل عمران:۱۴۴، احزاب :۴۰، محمد: ۲، فتح: ۲۹.
[۹]ـ صف :۶.
[۱۰]ـ المیزان ج ۱۹، ص ۲۹۵.
[۱۱]ـ بحار:ج ۱۵، ۳۹۲.
[۱۲]ـ الغدیر، ج ۷، ص ۳۴۲، بحار، ج ۱۵ ص ۴۰۹
[۱۳]ـ سیره ابن هشام ج ۱، ص ۱۸۹.
[۱۴]ـ بحار: ۱۶،ص ۱۲.
ـ نهج البلاغه ، خطبه ۱۹۰.[۱۵]
ـ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج ۱۳، ص ۲۰۸ ـ بحار، ج ۱۷، ص ۳۰۹.[۱۶]
ـ بحار، ج ۱۷، ص ۳۰۹.[۱۷]
[۱۸]ـ نهج البلاغه: خطبه ۸۹.
[۱۹]ـ ربیع الابرار زمخشرى طبق نقل از ترجمه و شرح نهج البلاغه، ج ۱، ص ۳۹۵.
[۲۰]ـ نحل: ۵۸.
[۲۱]ـ تمدن اسلام و عرب گوستاو لبون، ترجمه سیدهاشم حسینى ص ۵۰۳
ـ چنانکه در آیه ۳۵ ، سوره انفال ، به این مطلب اشاده شده است.[۲۲]
ـ اقتباس از فروغ ابدیت، ج ۱، ص ۳۵ تا ۴۱.[۲۳]
[۲۴]ـ اقتباس از سیره چهارده معصوم، اشتهاردی: ص ۳۹به بعد.
ـ نهج البلاغه، خطبه ۲۶.[۲۵]
ـ نهج البلاغه: خطبه ۹۴.[۲۶]
ـ بحارالانوار، ج ۳۹. ص ۵۶.[۲۷]
[۲۸]ـ قلم: آیات ۱ تا ۵.
[۲۹]ـ حجرات :آیات ۹۴ و ۹۵.
[۳۰]ـ شعرا: ۲۱۴.
ـ تاریخ طبرى : ج ۲، ص ۲۱۷، کامل ابن اثیر: ج ۲، ص ۲۴، بحارالانوار: ج ۱، ص ۱۹۱[۳۱]
ـ بحارالانوار،ج ۱۸،ص ۱۸۰.[۳۲]
[۳۳]ـ سیره ابن هشام: ج ۱، ص ۳۵-۳۷ ـ بحارالانوار: ج ۱۹، ص ۱۸-۱۹ ـ الغذیر: ج ۷، ص ۳۶۴.
ـ تنگه اى میان دو کوه که بین مکه ومنى واقع شده است.[۳۴]
ـ تاریخ طبری، ج ۲،ص ۱۱۲.[۳۵]
ـ کامل ابن اثیر: ج ۲، ص ۱۰۳ ـ ناسخ التواریخ هجرت: ج ۱، ص ۱۴ ـ بحارالانوار: ج ۱۹، ص ۳۹. [۳۶]
[۳۷]ـ تاریخ یعقوبی: ج ۲، ص ۳۹.
ـ سوره‌ى بقره: ۲۰۷.[۳۸]
ـ بحارالانوار: ج ۱۹، ص ۳۹.[۳۹]
[۴۰]ـ اقتباسى از بحارالانوار: ج ۱۹، ص ۱۰۹.
[۴۱]ـ اقتباس از کمل البصر: ص ۷۹ به بعد.
[۴۲]ـ این مسجد در یک کیلومترى شمال غربى مسجد احزاب است، که این مسجد کوچک داراى دو محراب برابر هم است ـ شمالى و جنوبى ـ
[۴۳]ـ سوره بقره: آیه ۱۴۴.
[۴۴]ـ آیه هاى ۱۷۹ و ۱۸۱ سوره بقره در مورد کیفیت روزه نازل گردید
[۴۵]ـ سوره حج :۳۹.
[۴۶]ـ شرح این غزوات در کتابهاى کحل البصر، ناسخ التواریخ و سیره ابن هشام به تفصیل آمده است.
[۴۷]ـ اقتباس از تاریخ طبری، ج ۲، ص ۲۷ به بعد ـ ارشاد مفید ص ۳۲.
[۴۸]ـ احد کوه بزرگى که در یک فرسخى مدینه قرار داشت
[۴۹]ـ تاریخ یعقوبی: ج ۲، ص ۳۵.
[۵۰]ـ تفسیر صافى : ص ۱۰۶.
[۵۱]ـ الکافی: ج ۸، ص ۱۱۰ ـ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید: ج ۷، ص ۲۱۹.
[۵۲]ـ سوره نور: ۳۱.
[۵۳]ـ بحارالانوار: ج ۲۹، ص ۱۱.
[۵۴]ـ کحل البصره: ۱۰۵.
[۵۵]ـ احزاب: ۹.
[۵۶]ـ تاریخ طبری: ج ۳، ص ۹۳.
[۵۷]ـ شرح در کامل ابن اثیر: ج ۲، ص ۲۳۹ به بعد ـ بحار الانوار: ج ۲۱، ص ۱۲۱ به بعد
۱ـ زمخشرى و فخر رازى و بیضاوى و بسیارى از علماى اهل سنت با استناد به آیه مباهله گواهى دادند که على (ع) و فاطمه (س) و فرزندان او ، بعد از پیامبر(ص) از تمام اهل زمین بهترند و اینکه حسنین(ع) فرزندان پیغمبر( به استناد ابنائنا) و على (ع) ، ازسایرانبیا و اصحاب اشرف است(به استناد انفسنا)
[۵۹]ـ بحارالانوار: ج ۲۱،ص ۴۰۵
[۶۰]ـ سوره‌ مائده: ۶۷.
[۶۱]ـ الغدیر: ج ۱، ص ۳۱-۳۶ ـ بحارالانوار: ج ۲۱، ص ۳۸۶.
[۶۲]ـ صحیح بخاری: ج ۴ ص ۷.

سایت سبطین
 
جوملا فارسی توسعه و پشتیبانی توسط شرکت نوید ایرانیان

شخن هفته

هر که در این سرا درآید نانش دهید و از ایمانش مپرسید چه آنکس که به درگاه باریتعالی به جان ارزد البته بر خوان بوالحسن به نان ارزد

شیخ ابوالحسن خرقامی


خبرهای روستای طامه

http://tame.ir/index.php?view=image&format=raw&type=orig&id=5031&option=com_joomgallery&Itemid=198

هیئت اباعبدالله الحسین روستای طامه

http://www.tame.ir/index.php?view=image&format=raw&type=orig&id=2988&option=com_joomgallery&Itemid=3

هیئت عاشقان مهدی

http://tame.ir/index.php?view=image&format=raw&type=orig&id=5994&option=com_joomgallery&Itemid=198

 

ورود اعضا



برنامه دهه اول محرم هیئت حضرت ابوالفضل، طامه ایهای مقیم مرکز

http://direct.tame.ir/index.php?view=image&format=raw&type=orig&id=5746&option=com_joomgallery&Itemid=198

سامانه پیام کوتاه هیئت حضرت ابوالفضل  طامه ایهای مقیم مرکز
10009354932092

باقابلیت دریافت و ارسال پیام

ارتباط با ما

تلفن تماس 09123030902
سامانه پیام کوتاه سایت طامه
با قابلیت دریافت و ارسال پیام30007650005772

امار