در توصیف امامزاده سید فاضل

ائرین تربت من، من که اینجا گشته جایم
زاهد موسی بن جعفر سبط ختم الانبیایم
نام من گویند شاه سید ولی سید فاضلم من
من برادر بر امام هشتمین شاه رضایم
با محمد با علی عباس هم هستم برادر
خواهر غمخوار من معصومه آل فخر النسایم
دیگر از اخوان سه تن در شهر شیرازند مدفون
در جوار هم، ولی من دور از آنها جدایم
بارگاه و مرقد اخوان و خواهر جمله آباد
من غریب و بی معین در گوشه این بوستانم
خانه هر کس در این دور و زمان آباد گشته
همچنان متروک مانده حمبدا و صحن و سرایم
زائرین بارگاه و تربت آنها فزونند
من در اینجا دور از هر زائر و هر آشنایم

http://www.tame.ir/index.php?view=image&format=raw&type=orig&id=5293&option=com_joomgallery&Itemid=198

 


گر که باشد آشنائی هم در اینجا ره ندارد

 

راه دشوار است بهر زائرین باوفایم
چشم حق بین باز کن ای زائر دلخسته من
بارگاه آن برادرها کجا و من کجایم
با همه بی یاری و این غربت و این گوشه گیری
باب حاجات ضعیفان و مریضان را شفایم
از حوادث ها نماید حفظ من این روستا را
چونکه من از خاندان بخشش وجود و سخایم
باب من باب الحوائج بود و من وارث بر آنم
حاجت ار داری بیا من مظهر صلح و صفایم
آنکه در زندان دشمن از ستم ها صبر می کرد
صبر من هم نیز بسیار است و شاکر بر خدایم
دوستان را یار و با دشمن مدارا می کنم من
چونکه این ارثیه از جد و پدر گشته عطایم
من دل بشکسته امیدواران را امیدم
بی پناهان را پناه و دردمندان را امیدم
بی پناهان را پناه و دردمندان را دوایم
گرچه من خود هم شهید و هم غریب این دیارم
روز و شب گریان بجد خود شهید کرببلایم
چون نگریم بر علی اکبر و عباس و قاسم
بر مصیبت های بی پایان زینب در عزایم
شیعیان ما چو می نوشید آب سرد هر دم
یاد آرید از لب عطشان جد سر جدایم
گر نباشد شافع خیل گنه کاران امت
روسیاهان چون رضائی چون کنند روز جزایم

http://www.tame.ir/index.php?view=image&format=raw&type=orig&id=2533&option=com_joomgallery&Itemid=198


اول مهر 90

چاپ  

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید